خرید بک لینک
و باز هم سلام.در زمان حاضرباز بعد مدتی خواستم ازادارات بنویسم اداره ی خودمون که نگو ازوزارت آموزش وپرورش به مدارس میگن پول نگیرین از یک طرف هم بودجه ای براش در نظر نگرفته اند.جریان خرگوش وتازی به مدیر میگن تا حدی که مشکل نشه بی سروصداپول بگیرین.غیر ر سمی. حالا اداره برق.توی محلمون تیر برق مستهلک شده و ه،چنین وسط کوچه مونده چندین بار خوش شاهد بودم که ماشین باهاش برخورد کرده ،اداره برق نامه نوشتیم که عوضش کنین بعد هشت ماه و دوندگیهای بسیار آخرش گفتن که تیر بر ق رااداره برق تقبل میکنه ولی برا تعوی

برچسب: نویسنده: غزل کریمیان تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:34

ماه رمضان ۱۴۰۳

ماه رمضان ۱۴۰۳

سلام دوستان و عزیزان کامپیوترم و فروختم لپ تابم هم زیاد سرحال نیست با گوشی هم که نمیشه درست نوشت.

هفتمین روز رمضان هم گذشت به عید کم مونده به عید. .امسال سیزده به در رمضان تمام میشود.البته یه چیزی بگم .مدتی بود از یکی از دوستان خوب خبری ازش نداشتم که چند روز پیش دیدم ازدواج کرده و صاحب پسری تپل خوشگل شده که خیلی خیلی خوشحال شدم.خدا همه رو خوشحال کنه.


برچسب: نویسنده: غزل کریمیان تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:34

با سلامی دوباره در سال تازه .سال ۱۴۰۳ هم خبرهای خوبی برام بود و هم احوال ناخوش ایند. اول خبرهای خوش که دخترم در آذرماه ازدواج کرد.با یک وکیل که پسر خوبی هم هست انشاالله همیشه باهم شاد باشند و عاقبت به خیر..خداوند تمام دوستان و عزیزان را خوشبخت کند.خبر ناگوار هم اینکه بعضی اتفاقاتی در جریان باغ پیش افتاد که نا خواسته درگیر شدیم و من هم که خساس؛فشارم رفته بود تا ۲۵ که خدا وند نخواست این دنیای فانی را ترک کنیم البته کارهای مانده ای در این دنیا داشتیم که خداوند مارامهلت داد و شاید هم دعای خیر دوستا

برچسب: نویسنده: غزل کریمیان تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:34

فشار خون چند روز پیش هی حالم بد میشد کم کم فشارم می‌رفت بالا و دارو اضافه می‌خوردم و نمی‌دونستم از چیه بعد یک روز فهمیدم که تو ناخود آگاهم ناراحتی هست که هر شب تو خواب میبینم و ناراحت میشم که روز چهارشنبه عصر دوباره فشارم رفت بالا و هر چی زیر زبانی خوردم افاقه نکرد بدنم آغاز به لرزیدن کرد که مجبور شدم برم کلینیک فرهنگیان که دوباره اونا یک زیر زبانی دیگه دادند .که باز کارساز نبود و فشار پایین از ده بالا بود بهشون گفتم آرام بخش بزنین که گفتند نمیشه و ما نمی‌توانیم که بالاخره گفتم آقاجون آمبولان

برچسب: نویسنده: غزل کریمیان تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:34

صفحه بندی